سيد علي اكبر قرشي
151
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
بكاء : بكاء اگر به قصر خوانده شود به معنى گريه است و اگر با مد باشد به معنى صدائى است كه توأم با گريه است چنان كه جوهرى و راغب گفته است امام عليه السلام دربارهء ظلم بنى اميه فرمايد : « و الله لا يزالون حتّى لا يدعوا لله محرّما الّا استحلوه . . . و حتى يقوم الباكيان يبكيان باك يبكى لدينه و باك يبكى لدنياه . . . » خ 98 ، 143 به خدا قسم آنها مى مانند تا حرامى براى خدا نگذارند مگر آنكه حلال شمارند ، و تا جائى كه دو نفر گريه كننده گريه كند يكى به دنيايش و يكى به آخرتش ( زيرا نه دين از دستشان سلامت خواهد ماند و نه دنيا ) و نيز فرموده : « ربّ مستقبل يوما ليس بمستدبره و مغبوط فى اوّل ليله ، قامت بواكيه فى آخره » حكمت 380 اى بسا كسى كه روز روشن را استقبال مىكند ولى آن را پشت سر نخواهد گذاشت ( بلكه در آن خواهد مرد ) و اى بسا آدمى كه در اول شب به حالش غبطه مى برند و در آخر شب زنان نوحه گر بر او گريه مى كنند . اين كلمه با مشتقات آن 21 بار در « نهج » يافته است . بلبل : بلبله و بلبال : تهييج و مختلط كردن را گويند : بلبل القوم : هيّجهم و اوقعهم فى الغّم » و « بلبل الالسنة : خلطها » تبلبل به معنى اختلاط است . اين لفظ فقط سه بار در « نهج » آمده است ، اول آنجا كه بعد از بيعت شدن فرمود : « الا و ان بليّنكم قد عادت كهيئتها يوم بعث الله نبيهّ ص و الذى بعثه بالحقّ لتبلبلنّ بلبلة و لتغربلنّ غربلة و لتساطنّ سوط القدر حتّى يعود أسفلكم أعلاكم و أعلاكم أسفلكم » خ 16 ، 57 گوئى منظور امام صلوات الله عليه آنست كه : در حكومت من اشخاص مانند گندم غربال خواهد شد تا پاك از ناپاك و خالص از ناخالص جدا شود چنان كه ذيل خطبه نيز شاهد آنست . يعنى وضعتان برگشت به حالتى كه در زمان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود كارها مطابق عدل و اسلام پيش خواهد رفت حيف و ميل ها و روابط گذشته ديگر تكرار نخواهد گرديد ، به خدا قسم به طور كامل مختلط و غربال مىشويد و به هم آميخته مىشويد مانند آميخته شدن آنچه در ديك است تا آنكه پائين است بالا آيد و بالا پائين گردد ( عقب ماندهها جلو آيند ، و بناحق جلو افتادهها عقب مانند ) سومى آنجا كه در نامهء شريح قاضى لفظ « مبلبل اجسام الملوك » نامه 3 ، 365